ز خویش کوچ کرده ام به شوق آشیانه ات
به شوق بوسه های گاه گاه بی بهانه ات
من از دو میوه ی لبت فریب خورده ام ببین
هبوط می کند سرم به روی خاک شانه ات
چنان کتیبه ها خدا تو را نوشت و مشکل است
گره گشایی از رموز زلف محرمانه ات
کمر به فتح موی تا کمر رسیده بسته ام
چگونه است با سپاه دست من میانه ات؟
"به تارهای موی او بداهه زخمه می زنم"
"بخواب" ساز من به بخت پوچ بی ترانه ات
سینا سازگاری اردکانی
نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۵  توسط شهاب
او ز ریشه به باد داده مرا
زده تیشه به باد داده مرا
"زیر باران قدم زدن بی تو "
این "کلیشه" به باد داده مرا
شیرم و صید چشم آهویی
صید بیشه به باد داده مرا
شیطنت های "دودی" چشمت
پشت "شیشه" به باد داده مرا
قصه عشق باد و گیسویت
تا همیشه به باد داده مرا
سینا سازگاری اردکانی
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲  توسط شهاب