غیر از قفس اگر که مکان دگر نداشت
ای کاش این پرنده از آغاز پر نداشت
در شیب کوه چاره به غیر از گذار نیست
باور کنید ! رود خیال سفر نداشت
بی آبرو شدن ، نرسیدن ... بس است ، بس!
یوسف برای تو که به غیر از ضرر نداشت !
شاید به « اشتباه » خدا را پسر شود
از بخت خوش هر آن که به دنیا پدر نداشت
در ذهن این درخت « خطایی بزرگ » بود
او در سرش به غیر خیال « تبر » نداشت
محمد علی علیزاده
پ.ن : گاهی با بعضی از اشعار و ابیات این قدر حال می کنید
که حتی برایتان سخت است که آنها را با دیگران به اشتراک بگذارید...
حس غریبی است! من عاشق این شعرم و بعضی از ابیاتش!
نوشته شده در پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰  توسط شهاب