من به بعضی چهرهها چون زود عادت میکنم
پیششان سر بر نمیآرم، رعایت میکنم
همچنان که برگ خشکیده نماند بر درختمایهی رنج تو باشم رفع زحمت میکنم
این دهانِ باز و چشم بیتحرّک را ببخشآن قدر جذّابیت داری که حیرت میکنم
کم اگر با دوستانم مینشینم جرم توستهر کسی را دوست دارم در تو رؤیت میکنم
فکر کردی چیست موزون میکند شعر مرا؟در قدم برداشتنهای تو دقت میکنم
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی میروملذتش را با تمام شهر قسمت میکنم
ترک افیونی شبیه تو اگر چه مشکل استروی دوش دیگران یک روز ترکت میکنم
توی دنیا هم نشد برزخ که پیدا کردمت
می نیشینم تا قیامت با تو صحبت می کنم
کاظم بهمنی
با تشکر از ف.ب
نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۰  توسط شهاب