دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است
ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است
مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست
هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است
اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود
فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است
چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را
دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است
هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد
چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است
مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن
در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است
سلمان هراتی
با تشکر از سجاد
نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۱  توسط شهاب